شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۲۸۷- مانی مشهدی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پدرش کاسه گر بوده خود نیز در اوایل بدان شغل مشغولی میکرد آخر بواسطه لطافت طبع و شعر بخدمت محمد محسن میرزا پسر سلطانحسین میرزا که مشهور بکپک میرزا بود افتاد و از جمله مقربان شد این غزل از اوست :
۲
چه بشر که حور رضوان ز تو خوبتر نباشدتو لبی نه بخشی و من بخیال هر زمانی
۳
لبت آنچنان ببوسم که تو را خبر نباشددل ما و درد عشقت مگر آنکه جان نماند
۴
سر ما و خاک کویت مگر آنکه سر نباشدسر راه آن پریوش همه گل کنم ز گریه
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth