خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیینهٔ خدائی رخسار توست یارابگذار تا ببینم در آینه خدا را
۲
در کعبهٔ وصالت گر باشدم مقامیاز زمزم دو دیده آبی زنم صفا را
۳
ای گل به تازه روئی بنشین در آب چشممتا آبرو فزاید از صحبت تو ما را
۴
مگذار تا رخت را اهل هوا ببینندآن به که ره نباشد بر شمع تو هوا را
صفحهٔ ۱ از ۲