خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سلسله جنبانی، گیسوی پریشان راآشفته کنی دل را، دیوانه کنی جان را
۲
در صومعه گر بویی، پیدا شود از عشقتاز خرقه برون آرند، صد مشرک پنهان را
۳
از زلف مزن چوگان، بر گوی زنخدانتتا گوی ز سر سازیم، ما آن خم چوگان را
۴
اندام تو گر بیند، از خار کند سوزنوز رشک بدوزاند، گل چاک گریبان را
صفحهٔ ۱ از ۲