شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عقل نیست پیش تو رفتن چراغ راآن به که روغنی بچکاند دماغ را
۲
بر رو مپیچ سلسلهٔ زلف عنبرینبر عارض تذرو منه پرّ زاغ را
۳
ای باد اگر به بردن جانت رسالت استبر تو گرفت نیست، بگو مابلاغ را
۴
کامی ز عمر گیر و مده رایگان ز دستروز وصال و عهد شباب و فراغ را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth