شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طره مفشان که غرامت بر ماستطیره منشین که قیامت برخاست
۲
غمزه بر کشتن من تیز مکنکان نه غمزه است که شمشیر قضاست
۳
بس که از خصم توام بیم سر استبر سر این همه خشم تو چراست
۴
گر عتابی ز سر ناز برفتمرو از جای که صحبت بر جاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth