خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آب کار به که بسازیم کار آبکاین بحر سرنگون فلک نیست جز سراب
۲
من مست و رند و آنگه دعوی عقل و علمبنیاد کار عقل ز مستی شود خراب
۳
صوفی نداشت درد که دُردی نکرد نوشساقی بیار می که صفائی است در شراب
۴
خوردی شراب و روی تو افروخت آتشیتا از برای نقل جگرها کند کباب
صفحهٔ ۱ از ۲