شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کتبت من دم عیش الیک الف کتابهنوز شوق تو یک فصل نیست از صد باب
۲
غمی که در شب هجران به روی ما آمدحساب آن نتوان کرد تا به روز حساب
۳
به خواب روی تو هرگز ندیده‌ام زآن رویکه خواب را نتوان دید بی رخت در خواب
۴
ز آب دیدهٔ‌ من سوز دل بیفزایدکه دیده است که آتش فزون شود از آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth