شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن کز می خواجگی است سرمستبر وی نزنند عاقلان دست
۲
بی‌آنکه کسی فکند او رااز پایهٔ خود فروفتد پست
۳
مرغی که تواش همای خوانیجغدی است کز آشیان ما جست
۴
از پنجرهٔ صلاح برخاستبر کنگرهٔ فساد بنشست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth