خلوتی با فنودی
شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده است
گزیدهٔ اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور استپا پر از آبله و کعبه ی مقصد دور است
۲
غمزه خون ریز و مژه تیز و کمان ابروی دوستزین میان کشتن ما بی گنهان منظور است
۳
دوش تا خون که را ریخته آن نرگس مستکه نخورده می و امروز چنین مخمور است
۴
آتش انداز در این پنبهٔ تن، خوش بگذرآنکه بر دار فنا جای کند منصور است
صفحهٔ ۱ از ۲