خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زنددولت دیدار یارم حلقهای بر در زند
۲
میکشد تیغ آفتاب دولتم تا همچو دیوخصم بیدین رنگ رو را بازد و بر در زند
۳
سرگذشت فیض شب را خوش نویسد تا به زرمهر از خط شعاعی روز را مسطر زند
۴
گر به دست آرم شبی آن طره شبرنگ راهمچو موسی آفتاب از آستینم سر زند
صفحهٔ ۱ از ۳