خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسددلشکرخندهٔ او دیده به مضمون برسد
۲
نه همین محمل لیلی گذرد چشم به راهناقه هم گوش به زنگیست که مجنون برسد
۳
دوش در انجمن دیده و دل بیکمرتبر سر هیچ چنان شد که به صد خون برسد
۴
شورش گریهام افتاد ز طغیان و هنوزآن قدر هست که صد مایه به جیحون برسد
صفحهٔ ۱ از ۳