خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشدکه لب ساقی خوشلهجه بکامت باشد
۲
خواستی عاقبت کار تو محمود شودفکر معشوق بکن گر چه ملامت باشد
۳
چون دهی دل ز کف آهوروشی پیدا کنکه گریزان ز برت گردد و رامت باشد
۴
در رهت مسجد و میخانه بسی ساختهاندتا از این هر دو سرا میل کدامت باشد
صفحهٔ ۱ از ۳