خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژده ای دل که فلانی ز سفر میآیدرفت اگر عمر گرانمایه دگر میآید
۲
محفل دیده بیارای که آن ماهجبیناز مه چارده آراستهتر میآید
۳
دیده بگشای که رخسار غبارآلودشآفتابیست که از ابر به در میآید
۴
خرم آن دل که خرامان برسد دلدارشروشن آن چشم که یارش ز سفر میآید
صفحهٔ ۱ از ۳