شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۲

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر کرد شاهی به وقتی شکاربه سرمنزل ژنده‌پوشی گذار
۲
طلب کرد آبی از آن بی‌وجودکه چون شعله نم در وجودش نبود
۳
روان از پی آب آن باددستسبک‌روح چون شعله از خاک جست
۴
لب جام شه را چو بر لب رسیدتو گفتی سکندر به مطلب رسید
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth