خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بده ز ساغر زرین شراب رادر دور مه به جلوه درآر آفتاب را
۲
ساغر به دست گیر و بکش خنجر از نیامبگشا در کرشمه و ناز و عتاب را
۳
ساقی بیا و مجمره روشن ز عود کنمطرب بیار بربت و چنگ و رباب را
۴
در پرده سوخت شوق رخش جان عالمیآه از دمی که افکند از رخ نقاب را
صفحهٔ ۱ از ۲