خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب رارشکم ز کف گرفت عنان شکیب را
۲
خون ریختن به کعبه نبودی اگر حرام رامیریختم به کوی تو خون رقیب را
۳
صد سامری به یک نظر از راه میبرندمن دیدم آن دو نرگس جادوفریب را
۴
دردیست درد من که مداوا نمیشودکمتر دهید زحمت بیجا طبیب را
صفحهٔ ۱ از ۳