خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازآمدم که خیمه زنم در پناه دوستبر جسم و جان جلا دهم از جلوهگاه دوست
۲
خواهی چو آفتاب دمد صبح دولتتمهری گزین به طلعت روی چو ماه دوست
۳
در کوی عشق زنده جاوید آن کسیستکز روی صدق جان بسپارد به راه دوست
۴
یابم دوباره ذوق حیات ابد اگرافتد پس از وفات به خاکم نگاه دوست
صفحهٔ ۱ از ۳