خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بیا که فصل بهار و گل و مل استهنگام شورش گل و غوغای بلبل است
۲
می در پیاله ریز به شادی روی یارشادی روی یار که نازکتر از گل است
۳
قد بلند یار خرامان صنوبر استزلف نگار دسته پیچنده سنبل است
۴
هنگام صبح و گاه صبوح است ساقیابرخیز و می بده که نه وقت تغافل است
صفحهٔ ۱ از ۳