خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه راآفتاب از باده باید آسمان شیشه را
۲
چون قدح دارد لب میگون ساقی در نظرجز دل پر خون نفهمد کس زبان شیشه را
۳
گر تُنُگ ظرفی به بزم بادهنوشان میکندمیکشد لبهای ساقی ترجمان شیشه را
۴
دختر رُز را کند گفتار تلخش پردگیمُهر از لب میکند واعظ دهان شیشه را
صفحهٔ ۱ از ۳