خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت راکه هر یک قطرهاش گوهر شود دریای رحمت را
۲
اگر کوه غم از چاک دل من سایه اندازدچراغ زیر دامن میکند صبح قیامت را
۳
بهار بیخزان در گلشن امکان نمیباشدز خط یار روشن کن سواد چشم عبرت را
۴
نگارین بس که از خون پنجهی انکار میبینمزبان تیغ میدانم سر انگشت شهادت را
صفحهٔ ۱ از ۳