شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲ - مطلع دوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار من بالا نمی‌گیرد در این شیب بلادر مضیق حادثاتم بستهٔ بند عنا
۲
می‌کنم جهدی کزین خضرای خذلان برپرمحبّذا روزی که این توفیق یابم حبّذا
۳
صبح آخر دیده‌ای؟ بختم چنان شد پرده‌درصبح اول دیده‌ای؟ عمرم چنان شد کم‌بقا
۴
با که گیرم انس کز اهل وفا بی‌روزیممن چنین بی‌روزیم یا نیست در عالم وفا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth