شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۳ - در پند و اندرز و مدح پیامبر بزرگوار

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عروس عافیت آنگه قبول کرد مراکه عمر بیش‌بها دادمش به شیربها
۲
چو کشت عافیتم خوشه در گلو آوردچو خوشه باز بریدم گلوی کام و هوا
۳
خروس کنگرهٔ عقل پر بکوفت چو دیدکه در شب امل من سپیده شد پیدا
۴
چو ماه سی شبه ناچیز شد خیال غرورچو روز پانزده ساعت کمال یافت ضیا
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth