خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دور از رخ گلفام تو در سینه دارم خارهادرد تو با جان و دلم تا حشر دارد کارها
۲
از مهر روی گلرخان در سینه دارم خارهاآتش به جان و دل زنند این آتشین رخسارها
۳
بر روی ما ای باغبان بگشا درِ گلزارهاتا کی به حسرت بنگریم از رخنهٔ دیوارها
۴
هرگز نکردی تو وفا بر وعدهای ای بیوفادر بیوفاییها تو را من آزمودم بارها
صفحهٔ ۱ از ۲