شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ چو ماه تو از مشک تر نقاب گرفتروم به سجده‌ که واجب شد آفتاب گرفت
۲
ز دست حور ننوشد دگر شراب بهشتکسی که از کف ساقی من شراب گرفت
۳
چگونه دل ندهم بر کسی که بتْواندبه یک نگاه دل از دست شیخ و شاب گرفت
۴
گرفته جا به دلم پادشاه حسن ولیفغان که پادشهی کشور خراب گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth