شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خال تو حال من تباه استوز چشم تو روز من سیاه است
۲
زآن زلف چو شام و و روی چون صبحکارم شب و روز اشک و آه است
۳
آن قامت اوست یا که سرو استآن صورت اوست یا که ماه است
۴
صد کشور دل به غمزه گیرداین خسرو من که بی‌سپاه است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth