شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۳۳

غزلیات بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وعده وصل بتم را اثری پیدا نیستشب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
۲
قاصدی نامد و مردم ز غم بی‌خبریشده سالی که از آن مه خبری پیدا نیست
۳
در میان همه شیرین‌پسران ای مه منراست گویم چو تو شیرین پسری پیدا نیست
۴
غوص دریای غمت کردم و یکدانه صدفبه کفم آمده در وی گهری پیدا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth