شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۳۴

غزلیات بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل داده‌ام به آن که همه کار او جفاستکارش جفاست روز و شب و گوید این وفاست
۲
چشم تو چشم نیست که آن عین فتنه استبالا نباشد آن که تو داری یقین بلاست
۳
ما شکوه از جفای تو جانا نمی‌کنیمبر ما هر آن چه می‌کنی از جور و کین رواست
۴
خونم به دست خویش بریزی نکوتر استدر دست یار کشته شدن عین مدعاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth