شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالرحیم حائری

بخش ۸ - رجوع به داستان آن درویش دلریش

مشرق الانوار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اَلغَرض آن بینوای ژنده پوشمدتی در گریه بود و در خروش
۲
خلق، گرداگرد او جمع آمدندحاشرانه گِرد آن شمع آمدند
۳
زآن میان، صافی دلی، روشن ضمیراز فراست یافت حال آن فقیر
۴
از برون، حال درونش را بیافتدرد را دانست و درمان را شناخت
صفحهٔ ۱ از ۲۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth