خلوتی با یوسف خوسفی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش بود موسم گل عیش و طرب عین شبابمجلس خلوت و محبوب و دف و چنگ و رباب
۲
ما به صحرا و گلستان نرویم ای شاهدخوش بخوان شمع برافروز و بنه جام شراب
۳
ساقیا جام می ام ده که حریفان خفتندتا مگر گرم نمایم سرم از بادۀ ناب
۴
زاهد ار طعنه زند باز به ما دردکشانهیچ غم نیست ز رندی بدهش جام شراب
صفحهٔ ۱ از ۲