شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیه کرد از تغافل بس‌که چشمش روزگار ماچو گرد سرمه خیزد تیره در محشر غبار ما
۲
مزاج ما بدین‌سان در قفس تغییر اگر یابدشود آب‌وهوای گلسِتان ناسازگار ما
۳
به ما این گرم‌خویی‌ها که دیدی نیست امروزشبه‌ طفلی روی ما می‌شست چشم اشکبار ما
۴
ازین سختی رهایی نیست ما را بعد مردن همکه باشد پاره‌ای از کوه غم سنگ مزار ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth