شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محفل‌افروز بکن جلوهٔ یغمایی رااز سر شمع ببر طرهٔ رعنایی را
۲
نشنوم نافه گر از نکهت زلفت دم زداعتباری نبود گفتهٔ سودایی را
۳
ای دل پاره که از قطره‌ی خون بیش نه‌ایاز که آموخته‌ای این همه خارایی را
۴
تو که در خانه ز آیینه مصاحب داریباور از من نکنی وحشت تنهایی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth