خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز رنج سفر عشق خراب است مراچشم چون آبله زین راه پر آب است مرا
۲
الله الحمد که بر رغم حریصان جهاندر نظر سر به سر این بحر سراب است مرا
۳
شب هجران تو در گریه چو شمعم سرگرمبا چنین حال کجا فرصت خواب است مرا
۴
بوسهای دادی و انداز رمیدن کردیای دغاباز مرو با تو حساب است مرا
صفحهٔ ۱ از ۲