خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۳
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر راکند میگردد درین دعوی زبان شمشیر را
۲
نیست ممکن صلح دادن شعله و مو را به همبر کمر بستی نمیدانم چهسان شمشیر را
۳
گر نه پیش ابروی او میکند اظهار عجزخس چرا باشد ز جوهر در دهان شمشیر را
۴
حرف پیچ و تاب چین ابروی خونریز اوهست از جوهر مسلسل بر زبان شمشیر را
صفحهٔ ۱ از ۲