خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجا هوای گلستان شگفته کرد مراچو صبح چاکِ گریبان شگفته کرد مرا
۲
گشاد در قدمِ سروِ جامهزیبِ من استبه یاد گوشهٔ دامان شگفته کرد مرا (یعنی چی؟)
۳
مرا ز خندهٔ صبحِ بهار، دل نشگفتخیال آن لب خندان شگفته کرد مرا
۴
نگشت تازه دماغم ز نکهت سنبلنسیم طرّهٔ جانان شگفته کرد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲