شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مجمر داغ گشت سینهٔ مانیست امروز کس قرینهٔ ما
۲
یافتم ای فلک ز منطقه‌اتکه کمر بسته‌ای به کینهٔ ما
۳
می‌کشد سنگ را به ذوق شکستجانب خویش آبگینهٔ ما
۴
عشق آمد به یادگار نوشتغزلی چند در سفینهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth