شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه رازود مسلسل کنید این دل دیوانه را
۲
در دلم از رفتنت هیچ صفایی نماندرفتی و بردی به خود رونق این خانه را
۳
سبحه گذارد ز کف، جام گذارد به کفزاهد اگر بنگرد گریهٔ مستانه را
۴
دین و دل و صبر و هوش جمله به یغما بَرَدچشم تو چون سر کند غارت ترکانه را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth