خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سوخته از داغ تو صد جای دل ماپروای دل ما نکنی وای دل ما
۲
چون لاله اگر پا نگذارد به میان داغپیوند نگیرد به هم اجزای دل ما
۳
هر داغ کند تازه سیه خانهٔ لیلیآید چو خیال تو به صحرای دل ما
۴
بسیار کج افتاد به ما زلف تو ای شوخچون راست نیامد به تو سودای دل ما
صفحهٔ ۱ از ۱