خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به تربتم چو دهم جان در انتظار بیاپی تلافی مافات بر مزار بیا
۲
ز خون من همه خوبان به کف حنا بستندتو هم بکن قدمی رنجه ای نگار بیا
۳
شود که وا شود این غنچهای که دلنام استشگفتهروترم ای غیرت بهار بیا
۴
اگر به کار منت آمدن به خاطر هستبیا که رفت مرا دست و دل ز کار بیا
صفحهٔ ۱ از ۱