خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی بقای تو دوران ملک را مفخرخهی لقای تو بستان عدل را زیور
۲
به بارگاه تو حاجب هزار چون خاقانبه بزمگاه تو چاکر هزار چون قیصر
۳
ز امن داشته عزم تو پیش خوف سنانز عدل ساخته حزم تو پیش ظلم سپر
۴
زبان تیغ تو پیوسته در دهان عدوسنان رمح تو همواره در دل کافر
صفحهٔ ۱ از ۶