خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش از درم درآمد سرمست و بیقرارهمچون مه دو هفته و هر هفت کرده یار
۲
با زلف تابدار دلاویز پر شکنبا چشم نیمخواب جهانسوز پرخمار
۳
جستم ز جای و پیش دوید و سلام کردواوردمش چو تنگ شکر تنگ در کنار
۴
گفت از کجات پرسم و خود کی رسیدهایچونی بماندگی و چگونست حال و کار
صفحهٔ ۱ از ۷