شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست خراب یابد هر لحظه در خراباتگنجی که آن نیابد صد پیر در مناجات
۲
خواهی که راه یابی بی‌رنج بر سر گنجمی‌بیز هر سحرگاه خاک در خرابات
۳
یک ذره گرد از آن خاک در چشم جانت افتدبا صدهزار خورشید افتد تو را ملاقات
۴
ور عکس جام باده ناگاه بر تو تابدنز خویش گردی آگه، نز جام، نز شعاعات
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth