شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدی چو من خرابی افتاده در خراباتفارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات
۲
از خانقاه رفته، در میکده نشستهصد سجده کرده هر دم در پیش عزی و لات
۳
در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکینافتاده خوار و غمگین در گوشهٔ خرابات
۴
نی همدمی که با او یک دم دمی برآردنی محرمی که یابد با وی دمی مراعات
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth