شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح شیخ عزیزالدین محمد الحاجی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر وقت سحر بادی ز کوی یار درجنبددل بیمار مشتاقان ز هر سو زار درجنبد
۲
ور از زلفش صبا بویی به کوی بیدلان آردز هر کویی دو صد بیدل روان‌افگار درجنبد
۳
ز باد کوی او در دم دل رنجور جان یابدز یاد روی او هر دم دل بیمار درجنبد
۴
چو بینی جنبش عاشق مشو منکر که عشق اودلی را چون بجنباند تنش ناچار درجنبد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth