خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجاذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا
۲
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبهایورنه پای ما کجا وین راه بیپایان کجا
۳
ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلبتا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا
۴
جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراقاین تن لاغر کجا بار غم هجران کجا
صفحهٔ ۱ از ۲