شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لبم خموش ز آواز مدعا طلبی استکه مدعا طلبیدن ز یار بی‌ادبی است
۲
حکیم جام جم و آب خضر چون گویدمراد جام زجاجی و بادهٔ عنبی است
۳
نرنجم ار سخن تلخ گویدم که ز پیشکرفشان لبش از خنده‌های زیر لبی است
۴
شب از جفای تو می‌نالم و چو می‌نگرمهمان دعای تو با ناله‌های نیمه شبی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth