شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای باده ز خون من به جامتاین می به قدح بود مدامت
۲
خونم چو می ار کشی حلالتمی بی من اگر خوری حرامت
۳
مرغان حرم در آشیان‌هادر آرزوی شکنج دامت
۴
بالای بلند خوش خرامانافتادهٔ شیوهٔ خرامت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth