شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کدام عهد نکویان عهد ما بستندبه عاشقان جفاکش که زود نشکستند
۲
خدا نگیردشان گرچه چارهٔ دل مابه یک نگاه نکردند و می‌توانستند
۳
نخست چون در میخانه بسته شد گفتمکز آسمان در رحمت به روی ما بستند
۴
مکن به چشم حقارت نظر به درویشانکه بی‌نیاز جهانند اگر تهی دستند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth