شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنیدتا بوی او نسیم صبا از کجا شنید
۲
بیگانه گفت اگر سخنی در حقم چه باکاین می‌کشد مرا که ازو آشنا شنید
۳
رازی که با تو گفتم و آنجا کسی نبودغیر از من و خدا و تو، غیر از کجا شنید
۴
دل سوخت بر منش همه گر سنگ خاره بودغیر از تو هر که حال مرا دید یا شنید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth