شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آزرده‌ام به شکوه دل دلستان خودکو تیغ که انتقام کشم از زبان خود
۲
تیغ زبان برو چو کشیدم سرم مبادچون لاله گر زبان نکشم از دهان خود
۳
انگیختم غباری و آزردمش به جانخاکم به سر ببین که چه کردم به جان خود
۴
از غصهٔ درشتی خود با سگان اوخواهم به سنگ نرم کنم استخوان خود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth