خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۹
غزلیات از رسالهٔ جلالیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دانسته باش ای دل کزان نامهربانت میبرمگر باز نامش میبری بیشک زبانت میبرم
۲
با شاهد دلجوی غم دست وفا کن در کمرکامروز یا فردا از آن نازک میانت میبرم
۳
چون از چمن نخل جوان برد به زحمت باغبانبا ریشهٔ پیوند جان از وی جنانت میبرم
۴
مردانه دندان سخت کن وز تیغ هجران سر مکشگر سخت جانی تا ابد زان دلستانت میبرم
صفحهٔ ۱ از ۲